تبليغاتX
فراموشی مرا فراموش کن!

حرومم باشه این دنیا

حرومت باشه این دنیا

حروممون باشه این دنیا

کلا ....................... تو این دنیا

+تاريخ پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعت 10:30 نويسنده دنيا |


نفس مي زند موج ...

نفس مي زند موج، ساحل نمي گيردش دست،
پس مي زند موج .
فغاني به فريادرس مي زند موج !
من آن رانده مانده بي شكيبم،
كه راهم به فريادرس بسته،
دست فغانم شكسته،
زمين زير پايم تهي مي كند جاي،
زمان در كنارم عبث مي زند موج !
نه درمن غزل مي زند بال،
نه در دل هوس مي زند موج !

رها كن، رها كن، كه اين شعله خرد، چندان نپايد،
يكي برق سوزنده بايد،
كزين تنگنا ره گشايد؛
كران تا كران خار و خس مي زند موج !

گر اين نغمه، اين دانه اشك،
درين خاك روئيد و باليد و بشكفت،
پس از مرگ بلبل، ببينيد
چه خوش بوي گل در قفس مي زند موج !
+تاريخ یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 13:41 نويسنده دنيا |

در عشق تو تنها بودم

چون جواني كه ديده به عشق مي گشايد

و از جواني خود سرمست بودم

و سراپاي تو را غرق بوسه مي ساختم

اين داستان گذشته ايست

كه هرگز فراموش نمي كنم


بيژن جمالي


+تاريخ پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 22:4 نويسنده دنيا |

اينبار من يك دنياي متفاوتم ...
+تاريخ دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 23:5 نويسنده دنيا |